از سال 88 چه چیزهایی یادگرفتید؟

موضوع انشا:در سال 88 چه چیزهایی یاد گرفته اید؟

 

سال 88 سال خیلی خوبی بود.چون ما در این سال چیزهای خیلی خوبی یاد گرفتیم.

مثلا ما یاد گرفتیم که یارانه ها چقدر خوب هستند و اگر یک روز نباشد یعنی هدفمند بشوند خیلی بد میشود،چون پدرم می گوید اگر یارانه ها هدفمند بشوند ما بدبخت می شویم به همین خاطر برایمان ال سی دی نمی خرد چون می گوید اگر یارانه ها هدفمند بشوند نمی شود تلوزیون نگاه کرد پس چه فایده دارد که ال سی دی بخریم.

من از آن موقع همیشه دعا می کنم که رئیس جمهور با مجلس دعوای سختی بکند و آخرش قهر بکند و بگوید حالا که اینطور شد من هم یارانه ها را هدفمند نمی کنم . آنوقت است که ما بدبخت نمی شویم و میتوانیم ال سی دی بخریم و تا صبح تلوزیون نگاه کنیم.

ما در سال 88 یاد گرفتیم که ارزش دوستی خیلی زیاد است . اگرچند تا سازمان و نهاد دولتی  به نام دوستمان کردیم که چیزی نیست آدم باید برای دوستش جان بدهد وکاری کند که او رئیس جمهور شود و اصلا به حرف مردم توجه نکند چون مادر بزرگم همیشه می گوید "در دروازه را می شود بست ولی در دهان مردم را نمی شود بست".

ما در سال 88 یاد گرفتیم که چقدر خوب است آدم فامیل زیاد داشته باشد آن هم در هر شهری .چون در مواقع ضروری آن ها به داد آدم میرسند و من تصمیم دارم وقتی بزرگ شدم درهر شهر با یکی ازدواج کنم تا بشوم داماد آن شهر که بعد بشوم داماد همه ی ایران و آن موقع تمام ایران هوای من را دارند حتی بیشتر از فرزندانشان.

ما در سال 88 یاد گرفتیم ذخیره بودن خیلی خوب است و کسانی که ذخیره های یک تیم هستند خیلی خوش به حالشان می شود چون هر کار که بخواهند می کنند و کسی نباید به آنها حرف بزند. خصوصا اگر اسم تیمشان انقلاب باشد. ما یاد گرفتیم که ذخیره ها حتی از خود تیم و مربی هم مهم تر هستند حتی اگر گل خودی هم بزنند باز هم مهم هستند چون ذخیره هستند.

ما در سال 88 یاد گرفتیم که اگر می خواهیم مردم بفهمند ما چقدر مظلومیم ،باید همیشه برای یک نفر مراسم ترحیم بگیریم حتی اگر آن یک نفر زنده هم باشد. به همین خاطر من تصمیم گرفتم برای اینکه همه بفهمند چقدر آقا ناظم ما بد است و همه ی بچه ها را دعوا میکند. آخر هفته برای خودم مراسم ترحیم و یاد بود بگیرم تا همه بفهمند من از دست آقا ناظم دق کردم و مردم و البته خودم در مراسمم شرکت می کنم چون با این کار اوج مظلومیتم را نشان  میدهم .

و در آخر ما فهمیدیم که سال 88 خیلی سال خوبی بود چون چیزهای خوبی به ما یاد داد .

   پایان گل یاس معلم مادر ماست.                                  

 

زندگی دموکراتیک

مطلب زیر از نوشته های طنز شهید رجب بیگی از اعضای دفتر تحکیم وحدت است.پیشنهاد می کنم مطالعه کنید.

 

                                               زندگی دموکراتیک

من تازه از فرنگ برگشته ام و متوجه شده ام که اوضاع خیلی فرق کرده و من در یک خانوادۀ کاملاً دموکراتیک زندگی می کنم. تمام کارهای خانۀ ما به شکل دموکراتیک انجام می شود. تمام اتاقهای خانۀ ما به جای کاغذ دیواری با انواع و اقسام پوسترها به شکل دموکراتیک پوشیده شده است. یکی از برادرانم روی درب اتاق خواب پدرم نوشته:«ما خواستار ادارۀ امور خانه از طریق یک شورای دموکراتیک هستیم.» و پدرم زیر آن نوشته:«انتخابات شورای امور مالی به زودی انجام خواهد شد.» بر روی دیوار آشپزخانه کاغذی نصب شده که مضمون آن چنین است:«برای تصمیم گیری در مورد نحوۀ پخت غذاها جلسه ای در روز جمعه در محل باغچۀ چمن خانه تشکیل خواهد شد. از افراد علاقه مند خانه دعوت می شود در این جلسه شرکت نمایند. نمایندۀ انتخابی امور غذایی.»

روی درب اتاق خواهرم این جمله جلب نظر می کند:«ریوزیونیستها رسوا خواهند شد!» و روی درب اتاق برادرم هم این جمله نوشته شده است:«عجب جنبشی بود مائو!» صندوق انتقادات و پیشنهادات دم درب خانه قرار دارد.

خانوادۀ ما واقعاً دموکراتیک است. ما یک خانوادۀ 8 نفری هستیم. پدرم و مادرم و بابک و بوبک و پوپک و پونک و پوشک و خودم که ژوژک هستم. بابک از همه کوچکتر است و سه سال دارد. او از دیروز تا به حال در تخت خوابش تحصّن کرده و خواسته های خودش را بالای تختش آویزان کرده است. او خواستار امور زیر است:

1ـ تعویض پستانک هر دو هفته یک بار.

2ـ اضافه کردن یک پیمانه شیر در روز.

3ـ کاهش مدّت تعویض شلوار لاستیکی.

4ـ حق سوار شدن در کالسکه هر روز به مدت نیم ساعت.

5ـ خرید یک نوع اسباب بازی در ماه.

6ـ تعویض تخت فنری(ارتجاعی) با یکی تخت چوبی.

تا کنون پونک و پوپک از خواسته های بابک پشتیبانی کرده اند و هر نوع فرصت طلبی و تعلّل را در انجام خواسته های بابک عملی ضدّ نقلابی قلمداد نموده اند. من هم تصمیم گرفته ام که از خواسته های وی پشتیبانی کنم چون اگر او به تحصّن خود ادامه دهد، از نظر بهداشتی ورود به خانه غیر مقدور می شود!

بوبک یک ماه است که با دختری به نام فی فی عروسی کرده. هنوز پیامهای تبریک به وی سرتاسر دیوارهای خانه را پوشانده است. جملاتی از قبیل:«ازدواج پیروز است، تجرّد نابود است»، «فی فی خانوم و بوبک خوشبخت باید گردند»، «ای فی فی، ای بوبک، پیوندتان مبارک»، «برادر و زن برادر عزیز، پیوند ضد امپریالیستی شما قابل تقدیر است.»

پوپک هم دختر مبارزی است. او کلاس دوم دبستان است و دیگر خواهران و برادرانم می خواهند حمایت او را جلب کنند و بدین منظور هر یک، روازنه نیم ساعت برایش سخنرانی می کنند. ولی او به همۀ آنها می گوید:«خواهران و برادران، با هم متّحد شوید!» و اما خواهر دیگرم پوشک، که امسال تازه دانشگاه قبول شده است. او هم کاملاً فرق کرده است و دیگر مثل سابق عکس هنرپیشه ها را جمع آوری نمی کند.او یک عکس بزرگ چه گوارا توی اتاقش آویزان کرده است و می گوید:«چه گوارا یکی از خوشگلترین انقلابیون جهان است! او عاشق کارگران شده است و تمام کارهایش کارگری است. لباس کارگری می پوشد، کتاب کارگری می خواند، عکس کارگری به دیوار اتاقش می زند، موزیک کارگری گوش می کند، عطر کارگری می زند، فیلمهای کارگری می بیند، در گردهمایی های کارگری شرکت می کند و ...

خلاصه تمام افراد خانوادۀ ما امسال انقلابی شده اند و هر یک طرفدار حزبی و دسته ای. امروز مادرم یک آگهی جدید روی درب اتاقش نصب کرده است:«جلسۀ زنان مبارز و زحمتکش خانه هر هفته روزهای یکشنبه از ساعت 2 تا 3 لب حوض تشکیل می شود.» من و پدرم هم برای آنکه عقب نمانیم یک جبهۀ دموکراتیک تشکیل داده ایم. قرار است در جلسۀ اعلام موجودیت که فردا تشکیل می شود، موضوع چگونگی باز کردن در حیاط را در مواقعی که کسی زنگ می زند، بررسی نماییم تا عمل باز کردن در حیاط به شکل دموکراتیک انجام شود.

پونک که مسئول امور نظافت می باشد، اعلام کرده است که:«برای دریافت کارت ورود به حمام روزهای پنج شنبه از ساعت 1 تا 2 به اتاق اینجانب مراجعه کنید.» الغرض تمام کارهای خانۀ ما به شکل دموکراتیک انجام می شود و من خیلی خوشحالم که در چنین خانه ای زندگی می کنم. افراد خانۀ ما حتّی اتومبیلهایشان را هم به شکل دموکراتیک در حیاط خانه پارک می کنند. واقعاً که زندگی دموکراتیک چقدر شادی آفرین و لذّتبخش است. کاش تمام خانواده ها مثل ما زندگی می کردند. رشد فکری آن قدر در خانوادۀ ما بالاست که پوپک 8 ساله روی درب توالت نوشته:«رفقای انقلابی، لطفاً سیفون را بکشید!»

 

 

با عرض سلام و عذر خواهی از دیرکرد حدودا یکم زیاد به علت رفتن به مسافرت و نبود امکانات به روز شدن ما هم دچار مشکل شد . راستی عید همه مبارک